تبليغاتX
این وبلاگ تا اطلاع بعدی تعطیل است

این وبلاگ تا اطلاع بعدی تعطیل است

مدیر این وبلاگ ××shahin noraein×× است

   
مارشال بروس مترز معروف به امينم در ۱۷ اکتبر سال ۱۹۷۳ در ميسوري آمريکا متولد شد.او پس از اينکه با مادرش به ايالتهاي مختلفي سفر کرد سرانجام در سن ۱۲ سالگي در ديترويت مستقر شد.در شانزده سالگي خواندن رپ...
   

 

 

 

مارشال بروس مترز معروف به امينم در ۱۷ اکتبر سال ۱۹۷۳ در ميسوري آمريکا متولد شد.او پس از اينکه با مادرش به ايالتهاي مختلفي سفر کرد سرانجام در سن ۱۲ سالگي در ديترويت مستقر شد.در شانزده سالگي خواندن رپ را آغاز کرد و با گروههاي گمنامي چون بيسمنت پروداکشنز،نيوجکز،دي توالو و موتورسيتي همکاري کرد.در ۱۹۹۷ پس از آنکه خود را امينم ناميد کمپاني مستقل FBT اولين آلبوم او را با نام in finite تهيه کرد.

اين آلبوم بسيار ناموفق بود و او از اين که در رده خوانندگان رپ ديگري چون نس و اي زي قرار گرفته بود بسيار ناراحت شد.ولي در همين زمان گروهي هيپ هاپ زيرزميني او و صداي عجيب و تو دماغي اش را کشف کردند.همين صدا و سبک منحصر بفرد و اغراق آميز در خواندن رپ و از همه مهمتر سفيدپوست بودنش باعث شد تا در سال ۹۷ در مراسم المپيک رپ مقام دوم را کسب کند و در همان مراسم داکتر دره(يکي از پدربزرگها و تهيه گنندگان بزرگ رپ!) نيز از او به عنوان يک پديده در موسيقي رپ ياد کرد و به او لقب((سفيدپوست بزرگ هيپ هاپ)) را داد.

ولي انتقام واقعي او از منتقدان،آلبوم قبلي اش ((the slim shady EP)) بود.

اين آلبوم زيبا او را در رده پر فروشهاي جدول موسيقي رپ زيرزميني قرار داد. در همين زمان کيدراک هم از او دعوت کرد تا در ترانه ((devil without a cause)) با او همراه شود.

سال ۱۹۹۹ سال موفقيت بزرگ فرا رسيد! داکتر دره سال ۹۷ در استوديو زيرزميني جيمي ايواين،نواري روي زمين پيدا کرده بود و صداي استثنايي ضبط شده روي آن صداي کسي جز امينم نبود و بدين ترتيب بود که از سال ۹۷ داکتر دره در انتظار فرصتي بود تا اين کشف بزرگ خود را به ثبت برساند.او قراردادي در کمپاني شخصي خود aftermath redors با او بست و ((the slim shady LP)) را تهيه کرد.

اين بار ترانه هاي او از جانب بسياري از منتقدان موسيقي و کمپاني ها ستايش شد.آنها طنز سوررئال، ويديوهاي موسيقي خشن و حتي برخورد گزنده ي او با خودشان را ستودند!

از آن آلبوم به بعد امينم روز به روز محبوبتر و جا افتاده تر ميشد.
تا به امروز که مشهورترين و محبوبترين خواننده رپ دنياست.
همچنين او در ميان گاهآ لجنزار موسيقي رپ يکي از معدود کسانيست که با روش شخصي خود بدور از مسخره بازي هاي رايج در موسيقي رپ کار ميکند.

کودکي بسيار سخت و پر از تبعيضي داشته و بنا به گفته ي خودش: حرف من به خوانندگان سياه پوست رپ اين است: من به شما احترام ميگذارم ولي بگذاريد من هم کار خودم را بکنم. من سياه پوست نيستم اما در کودکي به اندازه ي يک سياه پوست در مزرعه ي نيشکر تبعيض و آزار و اذيت ديدم.))- نقل به مضمون-
يک بار نيز مادرش از دست او و ترانه هايش که در انها او را مادري معتاد و بي اعتنا به بچه هايش معرفي ميکرد عاصي شد و به دادگاه شکايت برد که حاصلي براي مادر نداشت که هيچ بلکه باعث پرفروشتر شدن آلبوم بعدي اش يعني the marshall mathers LP شد!
او تا بحال سه جايزه گرمي برده است.

يکبار در خيابان بطرف مرد مستي که به همسرش توهين کرده بود شليک کرد و ۶ ماه به زندان افتاد! اما از کار خود پشيمان نبود که هيچ ميگفت اگر او را يکبار ديگر ببينم ميکشم!!

در طول يکي از کنسرتهايش نيز در پايان يک ترانه ي سياسي بر عليه سياستمداران آمريکا در يک کار آنارشيستي پرچم آمريکا را به آتش کشيد!که باعث بهم خوردن کنسرت و دستگيري او شد!

امينم همچنان مدتي در گروه معروف خود ((D12)) همراه با سياه پوستهاي رپ کارهاي گروهي بسيار موفق و عجيب و غريبي تهيه ميکرد.

آخرين آلبوم امينم آلبوم بسيار پرفروش ((The Eminem Show)) ميباشد که همچنان مانند قبل داراي ترانه هاي بديع و زيبايي در هجو سياستمداران،منحرفين جنسي ،والدين آمريکايي و زندگي پر فراز و نشيب خود است.



ترانه ي cleaning out my closet يکي از تک ترانه هايي ست درباره ي کودکي پر از محنت خودش که در آمريکا و اروپا جزو پرفروشها شد.

متن ترانه را هم در اينجا ببينيد

+ نوشته شده در  سه شنبه 31 مرداد1385ساعت 5:23 بعد از ظهر  توسط shahin  | 

سیرک برادران قهرمانی

از حیوانات که خوشت نیاد، از مار (آن هم از نوع پیتون) که وحشت داشته باشی و چندشت بشه و حرکات بندبازی و ژانگولربازی هم که تا حالا توی تلویزیون دیدی جذبت نکرده باشه، رفتن به سیرک برایت خیلی کسالت آور میشه. اما وقتی توی تعارف و لطف دعوت کننده بمونی، میری و البته خیلی هم از سیرک خوشت میاد!

چون برای بار اول بود که به سیرک می رفتم، نمی توانم مقایسه ای انجام بدهم و نتیجه گیری کنم که آیا سیرک خوبی بود یا نه؟ اما مهم این بود که بیش از ۲ ساعت از بودن در محیط باز پارک ارم لذت بردیم همگی.

محمدعلی قهرمانی( پسر سیروس قهرمانی که ظاهرا در سیرک ایران چهره معروفی است) برای مدیریت سیرک خیلی جوان بود. قهرمانی ۳۲ ساله، جوان بسیار خوش تیپ و ورزیده ای بود که از همان ابتدای ورود به محوطه نظر ما را جلب کرد اما هیچ کدام انتظار نداشتیم که در قسمت پایانی برنامه به تنهایی به قفسی که ۱۸ قلاده شیر در آن می لولیدند رفته و با شیرهای نر درنده روبرو شود. خیلی زیبا بود رام بودن سلطان جنگل و ادای احترام و دست دادن شیرهای ۴۰۰ کیلویی به قهرمانی. یکی از همراهانم معتقد بود که شیرها از رام کننده شان وحشت دارند اما به نظرم واقعا رام کننده شان را دوست داشتند.

موسیقی زنده، حرکات زیبای آکروباتیک از ۴ برادر جوان، تقلید صدای هنرمندانه و اجرای خوب یک مجری مسلط شب خوبی را در پارک ارم برای تماشاچیان رقم زده بود.ظاهرا این گروه هرشب از ساعت ۸:۳۰ تا ۱۰:۳۰ در محوطه باز پارک ارم برنامه دارند.برای تغییر روحیه و یکی دو ساعت هیجان به نظرم برنامه مناسبی است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 مرداد1385ساعت 7:35 قبل از ظهر  توسط shahin  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه 29 مرداد1385ساعت 8:51 قبل از ظهر  توسط shahin  | 

+ نوشته شده در  جمعه 27 مرداد1385ساعت 11:39 قبل از ظهر  توسط shahin  | 

از P990i لذت ببريد

 

بررسي امکانات گوشي
نام اصلي گوشي : Sonyericsson P990
مدلهاي مختلف گوشي :
( P990i ( ۹۰۰ - ۱۸۰۰ - ۱۹۰۰ Mhz براي استفاده بين المللي
( P990c ( ۹۰۰ - ۱۸۰۰ - ۱۹۰۰ Mhz براي استفاده چين
شبکه هاي قابل پشتيباني : UMTS - GSM ۹۰۰ - GSM ۱۸۰۰ - GSM ۱۹۰۰
( قابل استفاده در تمام کشورها و سيستم هاي مخابراتي و داراي شبکه نسل سوم )
اصلي :
زمان عرضه رسمي : فصل چهارم سال ۲۰۰۵
( تقريبا اوايل کريسمس )
وضعيت عرضه : بزودي مي آيد ( Coming Soon )
سايز :
اندازه ي گوشي : ۱۱۴x۵۷x۲۶ ميليمتر
وزن : ۱۵۰ گرم
ديسپلي :
طبقه بندي و وضوح رنگ صفحه نمايش : TFT touchscreen با ۲۶۲۱۴۴ رنگ
( صفحه نمايش لمسي )
سايز صفحه نمايش : ۲۴۰x۳۲۰ پيکسل
داراي دو نوع کيبورد ( مجازي و حقيقي ) و قابليت تشخيص دست خط
زنگ :
فرمت زنگ گوشي : پلي فونيک و mp3
با قابليت دانلود زنگ
ويبره : دارد
دفترچه تلفن : ۱۲ گروه - داخل مموري - قابليت دفترچه تلفن تصويري وشماره گيرتصويري
( هنگام شماره گيري و تلفن زدن تصوير قرد نمايش داده مي شود )
ضبط مکالمه : دارد
ورودي کارت : دارد
نوع کارت : مموري استيک دو پرو
( قابل ارتقا تا ۲ گيگابايت )
مموري گوشي : ۸۰ مگابايت به همراه ۶۴ مگابايت کارت داخل جعبه
ساير امکانات :
سيستم عامل : سيمبين ورژن ۹.۱ با اينترفيس UIQ ۳.۰
GPRS : کلاس ۱۰ ( اسلوت هاي ۲+۳/۱+۴ )
سرعت ديتا : ۳۸۴ kbps ( با شبکه ي UMTS )
مسيج هاي قابل دريافت و پرداخت : SMS - MMS - EMS و ايميل
ساعت و آلارم : دارد
پورت اينفرارد : دارد
پورت بلوتوث : دارد
بازي : دارد ( به همراه قابليت دانلود )
رنگ ها : تک رنگ - نقره اي
دوربين : ۲ مگاپيکسل- ۱۶۰۰x۱۲۰۰ پيکسل-همراه بافوکوس اتوماتيک-فلاش وضبط ويديو
( همراه با دوربين دومي در جلوي گوشي براي ارتباطات تصويري )
به همراه :
WLAN 802.11b
( همان شبکه ي Wireles )
HSCSD
جاواي MIDP ۲.۰
راديو FM به همراه RDS
مرورگر اينترنت اپرا 8.0
پخش mp3
پخش انواع فرمتهاي تصويري و ويديويي
WAP 2.0
T9
SyncML
Office applications
آلبوم عکس
پورت USB
و …

+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 مرداد1385ساعت 8:4 قبل از ظهر  توسط shahin  | 

چند تا سؤال سختر از اصل ضرب:


1)سه جعبه به رنگ های آبی،سرخ و سفيد داريم. اگر بخواهيم هر گوی را در جعبهء همرنگ غير آن بگذاريم،اين کار را به چند صورت ميتوانيم  انجام دهيم؟


«»«»«»«»«»


2)يک قفل رمزی دارای يک رمز 3 رقمی فرد با ارقام9و8و...و3و2و1 ميباشد.اگر رمز اين قفل را ندانيم و امتحان کردن هر رمز 2 دقيقه طول بکشد،حداکثر چند ساعت طول ميکشد تا قفل باز شود؟(کنکور سراسری 65)


«»«»«»«»«»


3)با حروف کلمه «جمهوری» به چند طريق می توان کلمات 3 حرفی بدون تکرار حروف ساخت.به شرطی که حرف اول آن حرف نقطه دار نباشد؟( کنکور سراسری 67)


«»«»«»«»«»


4)تعداد اعداد دو رقمی که مضرب 2 يا 5 باشند برابر است با:( کنکور سراسری 67)

+ نوشته شده در  یکشنبه 22 مرداد1385ساعت 7:59 قبل از ظهر  توسط shahin  | 

سعد اباد

+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 مرداد1385ساعت 7:34 قبل از ظهر  توسط shahin  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 مرداد1385ساعت 7:28 قبل از ظهر  توسط shahin  | 

گشتي در موزه برادران اميدوار
روايت شگفت انگيز دو برادر
147129.jpg
نویسنده  شاهین نورایین
اعضاي خانواده در چارچوبي بي رنگ كنار يكديگر ايستاده اند و دستان چروكيده پيرمردي را تماشا مي كنند كه لرزش آن بر صفحه سپيد كاغذ فرزندانش را روانه سفري ده ساله و شايد بي بازگشت مي كند.
عيسي اميدوار اصرار دارد تماشاي موزه برادران اميد وار را با اين عكس آغاز كنيم. خودش با دقت به عكس نگاه مي كند و با تماشاي آن به سال هاي دور باز مي گردد.
«موتورهايمان از انگليس رسيده بود و براي تحويل گرفتن آنها به ۱۲ هزار تومان پول نقد نياز داشتيم. درست يك سال پيش از آغاز سفر، پدر اولين صفحه دفتر ياد بود را امضا كرد. و بعد ۱۲ هزار تومان پول نقد به من و برادرم عبدالله داد تا با آن اولين و مهمترين لوازم سفر مان را دريافت كنيم.»
اين را مي گويد، به سراغ عكس بعدي مي رود و آن را سمبل سفر برادران اميدوار مي داند.
«اين عكس نشان سفر من و عبدالله است.»
سومين عكس يك قايق دست ساز مناطق گرمسير رانشان مي دهد. زماني كه دو برادر ايراني يك «تپير» ۸۰ كيلويي را شكار كرده اند وهمراه با افرادي بومي از قبيله «يگوا» يا «تتوين» آن را به سوي ديگر رودخانه انتقال مي دهند.
دو تصوير اول شبهه توالي زماني عكس ها و آثار موزه را ايجاد مي كند. اما تصوير سوم اين شبهه را با ترديد مي آميزد.
برادران اميدوار سفر خود را از افغانستان آغاز كردند و از آنجا به خاور دور و استراليا رفتند اما سومين عكسي كه به ديوار آويخته شده آنها را در جنگل هاي آمازون نشان مي دهد.
عيسي اميدوار در اين باره مي گويد: «چيدمان موزه بسيار نامرتب است و از هيچ نظم خاصي پيروي نمي كند. متأسفانه خود من به هنگام آرايش و چيدمان موزه حضور نداشتم و گويا تجهيز سريع آن براي باز گشايي نيز مزيد بر علت شده و آن را به يك نمايشگاه بدل كرده است.»
سالن كوچك موزه كه روزي محل استراحت كالسكه رانان سلطنتي بوده، در بدو ورود زيبا مي نمايد. عاج فيل، طبلي از پوست گورخر، مجسمه بودا و عكس هايي از قبايل بدوي آفريقايي موضوعات جالبي براي تماشا هستند اما اطلاعات اندك در باره آنها هيچ حساسيتي براي تماشاي آنها برنمي انگيزد.
تعدادي شيء زيبا و گاهي شگفت انگيز بدون زير نويس كنار هم قرار گرفته اند و ذهن مخاطب در صورت حضور راهنمايي ماهر مدام مجبور است ترتيب زماني سفر آنها را در ذهن تطبيق دهد و اين مسأله، گردش در دنياي هيجان انگيز برادران اميدوار را به سفري خسته كننده و ملال آور بدل مي كند.
تنها وسيله راهنمايي مكتوب و غير انساني در موزه، بروشوري است در برگيرنده بخشي كوتاه و مجمل از سفر نامه برادران اميدوار كه اطلاعات چنداني به مخاطب نمي دهد.
اين موزه فاقد اولين و بارزترين مشخصه يك موزه يعني طبقه بندي است و اين مسأله تماشاي اشيا را با مشكل مواجه مي كند.
عيسي اميدوار مشكل ديگر موزه را فضاسازي نامناسب مي داند. او معتقد است بازديدكننده در هنگام ورود به موزه بايد خود را در فضايي ببيند، مشابه آنچه عيسي و عبدالله اميدوار تجربه كرده اند.
پنگوئني از قطب جنوب، لاك پشتي از شرق آفريقا و زينت آلات قبايل بدوي با مشابه سازي محل زندگي و وجود آنها معنا مي يابد. لباس زينتي كه روزي توسط انساني از قبيله «جيباروز» استفاده مي شد نبايد به ديوار آويزان باشد، بازديدكننده بايد اين لباس را برتن مجسمه اي بلند و سياه و تنوند ببيند. انساني تنومند باعضلات خشن در دل طبيعت سبز جنگل هاي انبوه آمازون.
147126.jpg
اميدوار ادامه مي دهد: «سر انساني كه در هيچ يك از موزه هاي دنيا وجود ندارد بايد در ويتريني مخصوص، با شرايط حفاظتي مطلوب، نور پردازي مناسب و قصه شگفت انگيزش به تماشا در آيد كه متأسفانه به دليل مشكلات مالي، موزه سعدآباد تاكنون موفق به تهيه چنين ويترين هايي نشده است.»
درباره داستان شگفت انگيز سر انسان مي پرسم. كله اي كه شايد يك پنجم اندازه واقعي سر انسان است، اميدوار مي گويد: «قبيله جيباروز به قبيله شكارچي كله انسان مشهور است. آنها سر مهاجمان و دشمنان قبيله را كه در جنگ ها كشته مي شوند به ميان افراد قبيله مي آورند و با مهارت بسيار استخوان هاي جمجمه را از پس گردن بيرون مي كشند، داخل سر را با شن داغ پر مي كنند. سپس آن را سه شبانه روز در محلولي از يك گياه جنگلي مي جوشانند تا كوچك شود، بعد آن را دود مي دهند و به نشانه پيروزي آن را نگه مي دارند.»
معرفي اشيايي اين چنين تأثيري فراوان در جذب مخاطب ايراني و خارجي دارد اما، اين موزه نيز مانند بسياري از موزه هاي كشور، از معرفي نادرست رنج مي برد. موزه اي كه با دربرگيري اشيايي از سراسر دنيا مي تواند به پرمخاطب ترين موزه گردشگري كشور تبديل شود.
اتومبيل سيتروئني كه ۳ سال از سفر در صحاري عربستان و آفريقاي مركزي همراهشان بود، در محوطه بيروني موزه قرار دارد.
اتومبيلي آبي كه با تصويري از خرس تزيين شده است. اين اتومبيل سالهاپيش دنيا را گشته و درحال حاضر بي هيچ حصار محافظي در حياط كالسكه خانه رضا شاهي جا خوش كرده است.
اميدوار در اين باره مي گويد: «با آغاز فصل زمستان وشروع بارندگي ها اتومبيل وضعيت مطلوبي ندارد. بارندگي و دماي پايين هوا شرايط نامناسبي را براي ماشين ايجاد مي كند .
بايد محفظه اي شيشه اي با قابليت كنترل دما و رطوبت براي آن تهيه كنيم تا شرايط آب وهوايي تأثير نامطلوبي بر آن نگذارد.»
اين ها در حالي است كه موزه برادران اميدوار به سيستم حفاظت و اطفاي حريق الكترونيكي هم مجهز نيست و كوچك ترين جرقه اي مي تواند خرپاهاي چوبي شيرواني را به آتش بكشد.
اما مدير موزه نسبت به همه اين كمبودها با نگاهي خوشبينانه مي نگرد.
از نظر كهزادي همه مشكلات موزه از قبيل كنترل دما و رطوبت، سيستم اطفاي حريق و حفاظت الكترونيكي، ويترين هاي مجهز، زير نويس و ... تا يكسال ديگر رفع خواهد شد. به گفته او تا سال آينده اتاق صدا و تصوير نيز راه اندازي مي شود و فيلم ها و اسلايدهاي برادران اميدوار در آن به نمايش در مي آيد.
يك سال ديگر دوباره به ديدار موزه برادران اميدوار در مجموعه تاريخي ـ فرهنگي سعد آباد خواهيم رفت.
+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 مرداد1385ساعت 7:21 قبل از ظهر  توسط shahin  | 

به چهارتا نقطه ای که در وسط اين شکل وجود دارد حدود 30 ثانيه خيره شويد! سپس چشمانتان را ببنديد به صندلي تکيه داده و سرتان را به عقب برگردانيد، سعي کنيد اين احساس را داشته باشيد که واقعا" ميخواهيد چيزی را ببينيد! حالا چي مي بينيد؟ جالب نيست؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه 11 مرداد1385ساعت 9:21 قبل از ظهر  توسط shahin  | 


+ نوشته شده در  چهارشنبه 11 مرداد1385ساعت 9:21 قبل از ظهر  توسط shahin  | 

   یخوده هم نظر بدید دارم دق می کنم . رمز همه ی بازی ها کامپیوتری اینجاست
+ نوشته شده در  یکشنبه 8 مرداد1385ساعت 5:27 بعد از ظهر  توسط shahin  | 

محبوبيات قزوين: 1)محبوبترين خواننده: حامد حاکان 2)محبوبترين مکان:دُکان 3)محبوبترين ماشين: پيکان 4)محبوبترين فوتبالست: اّليور کان 5)محبوبترين سازمان: حمايت از کودکان 6)محبوبترين شهر: اردکان 7)محبوبترين حيوان: پليکان 8)محبوبترين محصول شيشه: استکان

سوال تیزهوشان اردبیل :

روز ۱۳ آبان چه روزیست؟؟

الف)۱۷ مرداد

ب)۳۲ خرداد

ج)آغاز سال ۱۳۸۶

د)هر سه گزینه صحیح می باشد!!!

گوجه فرنگی و تخم مرغ‌هاي شما را خريداريم (هيئت استقبال از تيم ملی!)

 

-----------------------------------------------------------------------------

 

 

 

تست کنکور 85: علي دايي در بازي با مکزيک چه نقشي داشت؟ 1. نخودي 2. بيخودي 3.تماشاگري که مي خواست بازي را از نزديک ببيند 5. هر سه مورد

 

-----------------------------------------------------------------------------

 

 

 

تست کنکور 85: ...... بي تو سردمه: 1.بخاري 2. پتو 3. آرش 4. شوفاژ

 

-----------------------------------------------------------------------------

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 8 مرداد1385ساعت 5:23 بعد از ظهر  توسط shahin  | 

از سوي فيفا بهترين تماشاچی مسابقه انتخاب شد: مردی از خطه‌ی اردبيل >>>>>علی دایی<<<<<!

 

-----------------------------------------------------------------------------

 

 

 

فلسفه تيم ايران

 

11 نفر وارد زمين ميشوند - علي دايي که هيچ - حالا تيم ايران 10 نفره است - نصرتي هم که مهاجم حريف است - تيم شد 9 نفر - يکي هم بايد مواظب نصرتي باشد - حالا شد 8 نفر - از اين 8 نفر کريمي و مهدوي کيا و زندي مصدوم هستند - حالا شد 5 نفر از اين 5 نفر ميرزاپور ور رضايي و گل محمدي کار خودشون رو مي کنند و در واقع .. به تيم - تيم شد دو نفر که نکونام و تيموريان هستند که وسط زمين سگ دو مي زنند !!!!!!!!!

 

-----------------------------------------------------------------------------

 

 

 

كارگردن مشهور سينماي رزمي دربه در به دنبال "حسين كعبي" براي بازي در فيلم بمير فيگو

 

-----------------------------------------------------------------------------

 

 

 

مي دوني چيه؟فوتبال هم ديگه فايده نداره همون انرژي هسته اي حق مسلم ماست

 

-----------------------------------------------------------------------------

 

 

 

حالا ديگه اگه ميخواي گيتار شماعي زاده رو ازش بگير . اصلا" انرژي هسته اي رو هم ازم بگير . ولي دايي رو از تيم ملي نگير

 

-----------------------------------------------------------------------------

 

 

 

مي دوني فرق علي دايي با چوب بستني چيه؟ ...........................زياد به مخت فشار نيار هيچ فرقي ندارن

 

-----------------------------------------------------------------------------

 

 

 

علی دايی در جام جهاني 2010:    

 

مربی ميگه بچه‌ها دونفر بايد قلاب بگيرن.دونفر هم هلش بدن که بپره... 2 نفر هم بيارنش پایين 2 نفرهم کمکش کنن تا بعد گل خوشحالی کنه!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 8 مرداد1385ساعت 5:18 بعد از ظهر  توسط shahin  | 

جام جهاني 2244 ، بازي ايران و مکزيک............. ضربه‌ي راه دور مهاجم ايران که با سرعت راهي دروازه‌ي حريف بود با برخورد به تابوت علی دایي به اوت رفت!

 

جشنواره‌ي جديدترين فيلم هاي هاليوود

 

1 پت و مت باشرکت ميرزاپور و رحمان رضایی  2برادران افسانه‌ايي با شرکت برانکو و چلنگر 3تام و جری با هنرنمايي فيگو و کعبی 4 فيلم پر طرفدار حضرت نوح با شرکت علي دایی

 

این هم پیام بازرگانی!

 

زيبا....جادار....مطمئن!!!! (دروازه ايران)

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 8 مرداد1385ساعت 5:16 بعد از ظهر  توسط shahin  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 مرداد1385ساعت 7:6 قبل از ظهر  توسط shahin  | 

اینم شکلک های تازه         

                            یخوده هم نظر بدید دارم دق می کنم . رمز همه ی بازی ها کامپیوتری اینجاست

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 مرداد1385ساعت 6:36 قبل از ظهر  توسط shahin  | 

زندگی نامه ی دی جی علی گیتور

اینم خلاصه زندگی علی گیتور از 10 سالگی تا حالا

توجه : تمام مطالب رو خود دی جی علی گیتور عزیز در مصاحبه با شبکه تپش (pdc ) گفته 

اسم من علی مواساط هست به همین دلیل اسممو دی جی علی گیتور گذاشتیم (علی گیتور یعنی سوسمار) 29 سالمه و در ۱۰ مارس ۱۹۷۵ در تهران متولد شدم.

لنز پیشنهاد اسپانسرم بود که با این لنزها چشمهای من شبیه به سوسمار بشه!!!

تو یازده سالگی تو عروسی ها مجلس گرمی میکردم.

تو 13 سالگی از ایران خارج شدم و به دانمارک رفتم ، بعد چند سالی کلاس پیانو رفتم و بعد از تموم شدن دبیرستان به دانشگاه موسیقی رفتم و بعد از اون هم دکترا موزیک (رهبری) رو گرفتم.

من هم آهنگسازم و هم دی جی و رهبری گروه رو هم دارم.

در موقعی که تو دانشگاه بودم یه اتاق کوچیک دانشگاهی داشتم و درآمدم خیلی کم بود و چند تا دستگاه خریدم که توی همون اتاقم بود و من یادم بعضی موقه ها زیر همون دستگاها (میکس ) میخوابیدم (چون جا نبود تو اقاقم) بعد با همین در آمد کم با این که دانشگاه میرفتم 3 تا کار داشتم که پولم برسه بتونم پول این دستگاها رو بدم.

خلاصه با یکی از دوستام صحبت کردم و اون گفت یه دیسکو میشناسم که یه دی جی لازم داره به من گفت اگه درآمدت کمه میتونی اینجوری بیای پول در بیاری!!! خلاصه به علاوه ی کارهایی که داشتم ، جمعه ها و شنبه ها به این دیسکو میرفتم و اونجا دی جی بودم.بعد یواش یواش علاقم به آهنگهای دیسکویی و تکنو و کلوپی زیاد شد .

البته من خودم به آهنگهای ایرانی علاقه دارم ولی دوست داشتم از همون اول بیام در میون اینا و در موزیک خودشون دوست داشتم که بزنم بالا که شکر خدا همین اتفاق هم افتاد ، سال پيش هم به من جایزه ای دادن از طرف دانمارک بخاطر بهترین آهنگساز اونجا و بهترین دی جی اروپا ، و همین الان هم خواننده های بزرگ اروپا دارن زنگ میزنم و از من میخوان براشون آهنگ بسازن!!!!!!!!

من 15 سال تو دانمارک بودم وسال پیش از دانمارک اومدم بیرون و الان هم 5/2 هست که در جنوب سوئد هستم؟؟!!؟؟!!؟؟

سوال و جواب از دی جی علی گیتور

فکر میکردی این آهنگها اینقدر در ایران سروصدا کنه و مردم بدون اینکه بدونن تو یک ایرانی هستی اینجوری با این آهنگها رابطه برقرار کنن؟

اصلا، هیچ وقت و من خیلی خوشحالم . البته خیلی ها اول فکر میکردن که من عرب هستم چون توی آلبوم اولم که آهنگ عربی درست کرده بودم و میکسش کرده بودم به یه آهنگ تکنو و بعضی ها هم فکر میکردن من هندی هستم. ولی من یک ایرانی هستم و به این افتخار میکردم و هیچ وقت فکر نمی کردم این آهنکها داخل ایران و خاورمیانه گل کن.

تا حالا به این فکر کردی که یه آهنگ عربی درست کنی با ریتم تنپو و تکنو؟

بله ، من الان دارم آلبوم سومم رو درست میکنم و در آخر کار آلبوم سومم هستم و در یکی از این آهنگها فارسی توش خونده شده و من اولین بار اینو تو دوبی که سال پیش رفته بودم اجرا کردم و ملت خیلی خیلی خوششون اومد که این آهنگ میاد توی آلبوم سوم من.

اسمش چیه؟

Music Is My Language

خودت فارسی شو خوندی؟

نه ، یه آقایی هستن که خواننده ی ایرانی هستن و آلبوم خودشونم یواش یواش داره میاد ، که یعنی من با این آهنگ خودم این آقا رو دارم معرفی میکنم ، در واقع ایشون فارسی شو میخوانه و من انگلیسی شو.

آلبوم سومت کی میاد بیرون؟

آلبوم سوم داره تموم فکر کنم که 2 ماه دیگه بیاد بیرون و دلیل اینکه آلبوم سومم اینقدر طول کشیده یعنی من 2 سال روی این آهنگها کار کردم به خاطر این بود که داشتم برای یه سری ار خواننده های انگلیسی ، سوئدی ، آمریکایی آهنگ درست میکردم.

فکر اومدن به آمریکا رو داری؟

من خیلی دوست دارم بیام آمریکا که سرم خلوت تر شه من میام.

تو که از دوازده سیزده سالگی از ایران اومدی بیرون چطوری خوب فارسی صحبت میکنی؟؟؟

من یه خواهر بزرگ دارم که در دانمارک زندگی میکنه ، و دو تا خواهر و یه برادر دیگه دارم که در آلمان زندگی میکنن و چون دوست فارسی زبان هم نداشتم تنها کسی که من باهاشون فارسی صحبت میکردم همین خواهر و برادم بودن و یه چیزی برای من خیلی مهم بود که آدم هر چی میخود باشه ( ملیونر باشه و...) نباید فراموش کنه که از کجا اومده و هر وقت که با خواهرام و برادرم حرف میزدم برای من یه تمرین بود که فارسی رو از یاد نبرم.

الان جایی برنامه اجرا می کنی؟

بله من به تازگی در روسیه ، مسکو برنامه داشتم و به طور کلی کنسرتهای من در اروپا هست.

این ریش و سیبیل رو همیشه همین طوری نگه میداری؟

آره دیگه من یاد گرفتم صبهای زود که از خواب پا میشم نباید ریش و سیبیلمو بزنم اگه بزنم خراب میشه. به هر حال آدم با ید نیم ساعت / یه ساعتی روش کار بزاره دیگه.

من شنیدم دفعه ی قبل که تو دوبی کنسرت داشتی فارسی صحبت کردی و سالن منفجر شده؟

یه آقایی که مسئولیت کنسرت رو به عهده داشت به من گفت که میدونی چقدر ایرانی امشب میان ، گفتم نه به خدا ، گفت هر هواپیمایی که از تهران اومده دوبی همه بچه های ایرانی هستن که از تهران اومدن اینجا و بیشترینشون هم نمی ودونن که تو یه ایرانی هستی ، من خوشحال شدم و تصمیم گرفتم تا ایناره سورپرایز کنم بعد وسط کار موسیقی رو Stop کردم و به اینگلیسی گفتم اینجا ایرانی هست همه ی دستها رفت بالا و دفعه ی دوم هم این سوال رو کردم و لباسم رو در آوردم و روی لباس زیری من نوشته شده بود ایران که خیلی مرددم خشححال شدن ولی اونجا هم هنوز مردم نمی دونستن که من میتونم فارسی صحبت کنم. خلاصه دوباره کنسرت رو ادامه دادیم و کنسرتم تموم شد دوباره صدا رو Stop کردیم و اول برای کسانی که انگلیسی بودم و اومده بودم به انگلیسی گفتم دیگه میخوام یه چند کلمه ای حرف بزنم. و وقتی که من ( به فارسی ) گفتم سلام به همه ی بچه های ایرانی که امشب تشریف آوردن دیگه شما باید استدیو رو میدیدین یعنی اگه اون استدیو سقف داشت سقفش میومد پایین . که بعضی ها شروع کردن به گریه کردن که من اشک اوناره دیدم اشک تو چشمام جمع شد و خودم برای اولین بار رو صحنه اشکم در اومد . و این دفعه ی اولی بود برای من که 80 در صد از تماشا چیا ایرانی بودن

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 مرداد1385ساعت 5:36 بعد از ظهر  توسط shahin  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 مرداد1385ساعت 5:25 بعد از ظهر  توسط shahin  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 مرداد1385ساعت 7:47 بعد از ظهر  توسط shahin  | 

(‎‏‏2‏‎) جاسوس‌‏‎ بچه‌هاي‌‏‎
ديجيتال‌‏‎ فيلمسازي‌‏‎ در‏‎ پيش‌‏‎ به‌‏‎ گامي‌‏‎


سينماهاي‌‏‎ در‏‎ گذشته‌‏‎ هفته‌‏‎ از‏‎ كه‌‏‎ "رفته‌‏‎ دست‌‏‎ از‏‎ روياهاي‌‏‎ جزيره‌‏‎:جاسوس‌ 2‏‎ بچه‌هاي‌‏‎" فيلم‌‏‎
ديجيتال‌‏‎ فيلم‌سازي‌‏‎ عرصه‌‏‎ در‏‎ پيش‌‏‎ به‌‏‎ گامي‌‏‎ صاحبنظران‌‏‎ اعتقاد‏‎ است‌ ، به‌‏‎ رفته‌‏‎ پرده‌‏‎ روي‌‏‎ آمريكا‏‎
.مي‌دانند‏‎ لوكاس‌‏‎ جورج‌‏‎ "ستارگان‌‏‎ جنگ‌‏‎" فيلم‌هاي‌‏‎ حد‏‎ در‏‎ را‏‎ فيلم‌‏‎ اين‌‏‎ اهميت‌‏‎ آنان‌‏‎.است‌‏‎
حدود‏‎ در‏‎ درآمدي‌‏‎ آمريكا‏‎ در‏‎ گذشته‌‏‎ سال‌‏‎ در‏‎ جاسوس‌‏‎ بچه‌هاي‌‏‎ فيلم‌‏‎ قسمت‌‏‎ نخستين‌‏‎ رويتر ، ‏‎ گزارش‌‏‎ به‌‏‎
قسمت‌‏‎ دومين‌‏‎ ساخت‌‏‎ سفارش‌‏‎ هاليوودي‌‏‎ استوديوي‌‏‎ يك‌‏‎ تا‏‎ شد‏‎ سبب‏‎ امر‏‎ اين‌‏‎.‎داشت‌‏‎ دلار‏‎ ميليون‌‏‎ ‎‏‏112‏‎
داد‏‎ پيشنهاد‏‎ رودريگز‏‎ به‌‏‎ دايمنشن‌‏‎ استوديوي‌‏‎.‎بدهد‏‎ آن‌‏‎ كارگردان‌‏‎ رودريگز‏‎ رابرت‌‏‎ به‌‏‎ را‏‎ داستان‌‏‎
اين‌‏‎ با‏‎ رودريگز‏‎.‎دهد‏‎ افزايش‌‏‎ ميليون‌‏‎ به‌ 60‏‎ ميليون‌‏‎ از 36‏‎ را‏‎ دوم‌‏‎ قسمت‌‏‎ ساخت‌‏‎ اوليه‌‏‎ بودجه‌‏‎
نسبت‌‏‎ به‌‏‎ بيشتر‏‎ جلوه‌هاي‌‏‎ برابر‏‎ دو‏‎ از‏‎ برخورداري‌‏‎ وجود‏‎ با‏‎ جديد‏‎ فيلم‌‏‎ گفت‌‏‎ و‏‎ كرد‏‎ مخالفت‌‏‎ امر‏‎
.مي‌شود‏‎ ساخته‌‏‎ اوليه‌‏‎ بودجه‌‏‎ همان‌‏‎ با‏‎ اول‌ ، ‏‎ فيلم‌‏‎
در‏‎ كم‌نظير‏‎ استقلالي‌‏‎ رودريگز‏‎ به‌‏‎ پيشرفته‌‏‎ تدوين‌‏‎ لوازم‌‏‎ و‏‎ فيلمبرداري‌‏‎ دوربينهاي‌‏‎ از‏‎ استفاده‌‏‎
ناظر‏‎ تدوينگر ، ‏‎ توليد ، ‏‎ فيلمبرداري‌ ، طراح‌‏‎ مدير‏‎ همزمان‌‏‎ كارگردان‌‏‎ اين‌‏‎.‎داد‏‎ فيلم‌‏‎ اين‌‏‎ ساخت‌‏‎
كارها‏‎ اين‌‏‎ تمام‌‏‎ وي‌‏‎ اينكه‌‏‎ جالبتر‏‎ و‏‎.‎بود‏‎ نيز‏‎ فيلم‌‏‎ آهنگساز‏‎ و‏‎ صدا‏‎ طراح‌‏‎ ديداري‌ ، ‏‎ جلوه‌هاي‌‏‎
يك‌‏‎ به‌‏‎ را‏‎ آن‌‏‎ او‏‎ كه‌‏‎ جايي‌‏‎.داد‏‎ انجام‌‏‎ تگزاس‌‏‎ ايالت‌‏‎ در‏‎ آستين‌‏‎ شهر‏‎ در‏‎ خانه‌اش‌‏‎ گاراژ‏‎ در‏‎ را‏‎
.است‌‏‎ كرده‌‏‎ تبديل‌‏‎ فيلمسازي‌‏‎ استوديوي‌‏‎
جوني‌‏‎ و‏‎ كارمن‌‏‎ نام‌هاي‌‏‎ به‌‏‎ بچه‌‏‎ دو‏‎:‎است‌‏‎ اول‌‏‎ فيلم‌‏‎ مانند‏‎ جاسوس‌ 2‏‎ بچه‌هاي‌‏‎ اصلي‌‏‎ داستان‌‏‎
باند‏‎ جيمز‏‎ مانند‏‎ بزرگترها‏‎ دنياي‌‏‎ جاسوسان‌‏‎ ويژه‌‏‎ معمولا‏‎ كه‌‏‎ مي‌روند‏‎ سري‌‏‎ ماموريتي‌‏‎ به‌‏‎ كورتز‏‎
يك‌‏‎ شامل‌‏‎ جادويي‌‏‎ ماجراي‌‏‎ نوعي‌‏‎ جاسوس‌‏‎ بچه‌هاي‌‏‎.‎است‌‏‎ متفاوت‌‏‎ وقايع‌‏‎ رخداد‏‎ روند‏‎ اما‏‎.‎است‌‏‎
جاسوس‌‏‎ بچه‌هاي‌‏‎ اما‏‎.‎مي‌كشد‏‎ خود‏‎ نقشه‌هاي‌‏‎ درون‌‏‎ به‌‏‎ را‏‎ جوني‌‏‎ و‏‎ كارمن‌‏‎ كه‌‏‎ است‌‏‎ ديوانه‌‏‎ دانشمند‏‎
عنكبوتي‌‏‎ پا‏‎ گوريل‌‏‎ و‏‎ پرنده‌‏‎ خوك‌‏‎ دريايي‌ ، ‏‎ اژدهاي‌‏‎ از‏‎ پر‏‎ تخيلي‌‏‎ علمي‌‏‎ فيلمي‌‏‎ مانند‏‎ بيشتر‏‎ ‎‏‏2 ،‏‎
درپي‌‏‎ كه‌‏‎ مي‌شوند‏‎ محسوب‏‎ دولتي‌‏‎ سازمان‌‏‎ يك‌‏‎ بلندپايه‌‏‎ عوامل‌‏‎ جوني‌‏‎ و‏‎ كارمن‌‏‎ فيلم‌‏‎ اين‌‏‎ در‏‎.است‌‏‎
در‏‎.‎مي‌شوند‏‎ آرام‌‏‎ اقيانوس‌‏‎ در‏‎ جزيره‌اي‌‏‎ راهي‌‏‎ مي‌كند ، ‏‎ تهديد‏‎ را‏‎ زمين‌‏‎ كره‌‏‎ كه‌‏‎ ابزاري‌‏‎ يافتن‌‏‎
.مي‌شوند‏‎ ملحق‌‏‎ آنان‌‏‎ به‌‏‎ دو‏‎ اين‌‏‎ مادر‏‎ و‏‎ پدر‏‎ اينگريد‏‎ و‏‎ گريگوريو‏‎ سفر‏‎ اين‌‏‎
گونه‌‏‎ اين‌‏‎ در‏‎.‎است‌‏‎ ديجيتال‌‏‎ پروژكتور‏‎ از‏‎ نيازمنداستفاده‌‏‎ سينما‏‎ در‏‎ ديجيتال‌‏‎ فيلم‌هاي‌‏‎ پخش‌‏‎
با‏‎.‎ندارد‏‎ اول‌‏‎ بار‏‎ با‏‎ فرقي‌‏‎ بار‏‎ صدمين‌‏‎ يك‌‏‎ در‏‎ نمايش‌‏‎ كيفيت‌‏‎ و‏‎ هستند‏‎ زنده‌تر‏‎ رنگها‏‎ فيلم‌ها ، ‏‎
در‏‎.‎شود‏‎ تبديل‌‏‎ معمولي‌‏‎ فيلم‌هاي‌‏‎ به‌‏‎ بايد‏‎ ديجيتال‌‏‎ فيلم‌‏‎ خانه‌ ، ‏‎ در‏‎ نمايش‌‏‎ براي‌‏‎ حال‌ ، ‏‎ اين‌‏‎
آمريكا‏‎ در‏‎ آن‌‏‎ سينماي‌‏‎ كه‌ 70‏‎ دارد‏‎ وجود‏‎ ديجيتال‌‏‎ پروژكتور‏‎ به‌‏‎ مجهز‏‎ سينماي‌‏‎ جهان‌ 116‏‎ سراسر‏‎
.است‌‏‎

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 مرداد1385ساعت 10:40 قبل از ظهر  توسط shahin  | 

آيا مي توانيد نقاط سياه را بشماريد؟


آيا خطوط افقي موازيند يا نه؟

+ نوشته شده در  یکشنبه 1 مرداد1385ساعت 3:36 بعد از ظهر  توسط shahin  |