تبليغاتX
این وبلاگ تا اطلاع بعدی تعطیل است

این وبلاگ تا اطلاع بعدی تعطیل است

مدیر این وبلاگ ××shahin noraein×× است

جشن مهرگان

جشن مهرگان

واژه مهر پيمان و دوستي معني مي‌دهد . در ايران باستان ، جشن مهرگان پس از نوروز داراي اهميت ويژه‌اي بود . دليل آن اين است كه هر دو آغاز فصل‌هاي سال را نويد مي‌دادند .

نوروز آغاز تابستان و مهرگان آغاز زمستان را به هر ماه مي‌آوردند زيرا در آن زمان سال به دو فصل تقسيم شده بود . فصل اول ، تابستان بود كه از جشن نوروز شروع مي‌شد و هفت ماه ادامه داشت . جشن مهرگان كه از روز مهر شروع مي‌شد تا شش روز پس از آن ادامه مي‌يافت و جشن شادي بر پا مي‌شد . انگيزه‌اي كه به پيدايش جشن مهرگان در تاريخ ايران نسبت مي‌دهند پيروزي ايرانيان بر ضحاك ستمگر ، به رهبري كاوه آهنگر است كه او را در بند آوردند و فريدون را به عنوان رهبر خود برگزيدند  . اين جشن در روز 16 مهر ، روزي كه نام روز و ماه يكي بود جشن گرفته مي‌شد و مانند نوروز سه جنبه نجومي ( طبيعي ) ، تاريخي و ديني داشت .

از نظر نجومي ، مهرگان چند روز پس از اعتدال پاييزي جشن گرفته مي‌شد . ( اعتدال پاييزي اول مهر صورت مي‌گيرد ) . و جشن برداشت محصولات كشاورزي است .

از نظر تاريخي ، در اين روز نيروي داد و راستي به سركردگي كاوه آهنگر بر ارتش دروغ و ستمگري آژي دهاك ( ضحاك) پيروز شد و فريدون به شاهي رسيد . مبارزه راستي و دروغ ، داد و ستم در ايران ريشه ديني دارد و همه جشن‌هاي ملي هم به گونه‌اي اين مبارزه و پيروزي نهايي حق بر نا حق را نشان مي‌دهد . ولي ، در تاريخ مهرگان اين جنبه درخشندگي ويژه را دارد .

از نظر ديني ، در فرهنگ ايراني مهر يا ميترا به معناي فروغ خورشيد و مهر و دوستي است . همچنين مهر نگهبان پيمان و هشدار دهنده به پيمان شكنان است .

هم اكنون زرتشتيان در روز مهر از ماه مهر به آتشكده و نيايشگاه مي‌روند . با تهيه خوراك‌هاي سنتي از يكديگر پذيرايي مي‌كنند و با نيايش و برنامه‌هاي فرهنگي مانند سخنراني‌هاي ملي و آييني سرود ، شعر و دكلمه جشن مهرگان را با شادي بر پا مي‌دارند .

ر سالنماي زرتشتيان هر روز ماه، نامي دارد كه نام‌هاي دوازده ماه نيز در ميان آنها ديده مي‌شود و يكي شدن نام‌هاي روز و ماه جشن گرفته مي‌شده است. در ميان جشن‌هاي ماهيانه، دو جشن تيرگان و مهرگان مناسبتي حماسي و ملي دارند در مهرگان با افراشته شدن درفش كاوياني و خيزش ايرانيان به رهبري فريدون، 1000 سال ستم و بيداد ضحاك  به پايان رسيد

در شاهنامه فردوسي مي‌خوانيم 

فريدون چو شد بر جهان كامگار            ندانست جز خويشتن شهريار

به روز خجسته سر مهر ماه                 به سر برنهاد آن كياني كلاه

كنون يادگارست از او ماه مهر                به كوش و به رنج ايچ منماي چهر

پرستيدن مهرگان دين اوست                تن‌آساني و خوردن آيين اوست

مهرگان و نوروز با واژگان تازي‌شده‌ي مهرجان و نيروز وارد زبان و قلمرو فرهنگي كشورهاي مسلمان عرب‌زبان گرديد و امروز در بسياري از اين كشورهاي آسيايي و آفريقايي واژه‌هاي مهرجان به مفهوم فستيوال و جشن كاربرد دارد که مهمترین نمونه آن فستیوال مهرجان دبی است.

ابوريحان در التفهيم می‌گويد:

?شانزدهم روزاست از مهرماه و نامش مهر و اندرين روز افريدون ظفر يافت بر بيوراسب جادو. آنک معروف است به ضحاک و به کوه دماوند بازداشت و روزها که سپس مهرگان است همه جشن‌اند، بر کردارِ آنچ از پسِ نوروز بود. و ششم آن مهرگان بود و رام روز نام دارد و بدين دانندش.?

 

در اين ميان حتي اگر از اسطوره‌ي كاوه آهنگر كه درفش دادخواهي و ستم‌ستيزي ايرانيان است چشم‌پوشي كنيم و پيوند مهرگان با ميترا و مهر را هم كه نشان از پيشينه‌ي اين جشن كهن دارد ناديده بگيريم، همزماني آغاز فصل برداشت كشاورزان با مهرگان ، بر مردمي‌بودن اين جشن كهن گواه است و از طرفي اينكه مهرگان آغاز اعتدال پاييزي را نويد مي‌دهد همانگونه كه نوروز پيام‌رسان اعتدال بهاري است، اين دو جشن كهن را همانند دو روي سكه‌ي فرهنگ ايران مي‌نماياند. باشد كه مهرگان را بيش از اين گرامي بداريم

در دوره های پیشین، برگزاری این جشن بزرگ قریب شش روز طول می کشیده است. یعنی از روز شانزدهم مهر ماه آغاز می شد و در روز بیست و یکم مهر پایان می یافت. روز آغاز جشن مهرگان را ?مهرگان عامه? و روز آخر جشن را ? مهرگان خاصه? می گفته اند. به گفته بيهقي تا پایان فرمانروایی غزنویان به شکلی رسمی و شکوهمند برگزار می شده است.

+ نوشته شده در  یکشنبه 23 مهر1385ساعت 11:59 قبل از ظهر  توسط shahin  | 

غضنفر داشته تو خيابون قدم ميزده ، يه الاغ مي افته دنبالش . به الاغه ميگه تو کي هستي افتادي دنبالم ؟ الاغه ميگه : هاااااااا ! من وجدانت بيدم ---------------------------------------------- اگه يه روز تو کنارم نباشي..... اين زندگي تلخي رو که دارم رها مي کنم....مي زارم ميرم.... تا ديگه مجبور نشم هر روز صبح.... قيافه تنهاي خودم رو توي آيينه اتاق تحمل کنم ---------------------------------------------- خصوصيات دخترا 1. تا زبونشون باز ميشه عوض مامان بابا ميگن شوهر!! 2.حالشون از پسرا به هم ميخوره ولي نمي دونم چرا 666 تا دوست پسر دارن 3.اگه خونشون آتيش بگيره بين بابا و لوازم آرايش حتما لوازم آرايش و انتخاب مي کنن! 4.نون شب ندارن بخورن ولي پول عمل دماغشونو رديف ميکنن! 5.همه خوشکل و خوش هيکلن(خدايا منو بخاطر اين دروغم ببخش) 5. از 8 تا 20 سالگي شونصدتا دوست پسر داشتن که هيچ کدوم درکشون نميکردن ---------------------------------------------- ميازار موري که دانه کش است که جان دارد و جانم به قربانت ولي حالا چرا عاقل کند کاري که باز آيد به کنعان غم مخور کلبه احزان شود روزي ز سر سنگ عقابي به هوا خواستن توانستن است ---------------------------------------------- سوال بينش كنكور امسال: چه کسی میتواند دایی را تعویض کند؟ 1- خداوند 2- رهبر 3- اراده ملت 4- هیچکدام ---------------------------------------------- انواع ريدن بچه: 5 ماهگي تو دستت 5 سالگي تو اعصابت 15 سالگي تو هيکلت 20 سالگي تو آبروت 25 سالگي تو پولت وقتي مردي تو روحت ---------------------------------------------- زرد است که لبريز حقايق شده است تلخ است که با درد موافق شده است شاعر نشدي وگر نه مي فهميدي پاييز بهاري است که عاشق شده است ---------------------------------------------- اينكه تمام عشقت رو به كسي بدي تضميني بر اين نيست كه او هم همين كار رو بكنه پس انتظار عشق متقابل نداشته باش ، فقط منتظر باش تا اينكه عشق آروم تو قلبش رشد كنه و اگه اين طور نشد خوشحال باش كه توي دل تو رشد كرده ---------------------------------------------- سكوتم را به باران هديه كردم//، تمام زندگي را گريه كردم//، نبودي در فراق شانه هايت// به هر خاكي رسيدم تكيه كردم ---------------------------------------------- با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی تا بی خبر بمیرد در درد خود پرستی عاشق شو ار نه روزی کار جهان سر آید ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی دوش آن صنم چه خوش گفت در محفل مغانم با کافران چه کارت گر بت نمی پرستی سلطان من خدارا زلفت شکست مارا تا کی کند سیاهی چندین دراز دستی در گوشه ی سلامت مستور چون توان بود تا نرگس تو با ما گوید رموز مستی آن روز دیده بودم آن فتنه ها که برخاست کز سرکشی زمانی با ما نمی نشستی عشقت به دست طوفان خواهد سپرد حافظ چون برق از این
+ نوشته شده در  شنبه 22 مهر1385ساعت 3:25 بعد از ظهر  توسط shahin  | 

غضنفر داشته تو خيابون قدم ميزده ، يه الاغ مي افته دنبالش . به الاغه ميگه تو کي هستي افتادي دنبالم ؟ الاغه ميگه : هاااااااا ! من وجدانت بيدم ---------------------------------------------- اگه يه روز تو کنارم نباشي..... اين زندگي تلخي رو که دارم رها مي کنم....مي زارم ميرم.... تا ديگه مجبور نشم هر روز صبح.... قيافه تنهاي خودم رو توي آيينه اتاق تحمل کنم ---------------------------------------------- خصوصيات دخترا 1. تا زبونشون باز ميشه عوض مامان بابا ميگن شوهر!! 2.حالشون از پسرا به هم ميخوره ولي نمي دونم چرا 666 تا دوست پسر دارن 3.اگه خونشون آتيش بگيره بين بابا و لوازم آرايش حتما لوازم آرايش و انتخاب مي کنن! 4.نون شب ندارن بخورن ولي پول عمل دماغشونو رديف ميکنن! 5.همه خوشکل و خوش هيکلن(خدايا منو بخاطر اين دروغم ببخش) 5. از 8 تا 20 سالگي شونصدتا دوست پسر داشتن که هيچ کدوم درکشون نميکردن ---------------------------------------------- ميازار موري که دانه کش است که جان دارد و جانم به قربانت ولي حالا چرا عاقل کند کاري که باز آيد به کنعان غم مخور کلبه احزان شود روزي ز سر سنگ عقابي به هوا خواستن توانستن است ---------------------------------------------- سوال بينش كنكور امسال: چه کسی میتواند دایی را تعویض کند؟ 1- خداوند 2- رهبر 3- اراده ملت 4- هیچکدام ---------------------------------------------- انواع ريدن بچه: 5 ماهگي تو دستت 5 سالگي تو اعصابت 15 سالگي تو هيکلت 20 سالگي تو آبروت 25 سالگي تو پولت وقتي مردي تو روحت ---------------------------------------------- زرد است که لبريز حقايق شده است تلخ است که با درد موافق شده است شاعر نشدي وگر نه مي فهميدي پاييز بهاري است که عاشق شده است ---------------------------------------------- اينكه تمام عشقت رو به كسي بدي تضميني بر اين نيست كه او هم همين كار رو بكنه پس انتظار عشق متقابل نداشته باش ، فقط منتظر باش تا اينكه عشق آروم تو قلبش رشد كنه و اگه اين طور نشد خوشحال باش كه توي دل تو رشد كرده ---------------------------------------------- سكوتم را به باران هديه كردم//، تمام زندگي را گريه كردم//، نبودي در فراق شانه هايت// به هر خاكي رسيدم تكيه كردم ---------------------------------------------- با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی تا بی خبر بمیرد در درد خود پرستی عاشق شو ار نه روزی کار جهان سر آید ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی دوش آن صنم چه خوش گفت در محفل مغانم با کافران چه کارت گر بت نمی پرستی سلطان من خدارا زلفت شکست مارا تا کی کند سیاهی چندین دراز دستی در گوشه ی سلامت مستور چون توان بود تا نرگس تو با ما گوید رموز مستی آن روز دیده بودم آن فتنه ها که برخاست کز سرکشی زمانی با ما نمی نشستی عشقت به دست طوفان خواهد سپرد حافظ چون برق از این
+ نوشته شده در  شنبه 22 مهر1385ساعت 3:24 بعد از ظهر  توسط shahin  |